ترنمترنم، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 7 روز سن داره
طنینطنین، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

هستی ما ترنم و طنین

ترنم جان در روزهای آخر اردیبهشت 91 در 11 ماهگی

1391/3/1 1:15
نویسنده : مامان
335 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به گل دخترم و همه دوستان وبلاگیمون

اول از همه بگم ترنم مامی امتحانم خوب شد هــــــــــــــــــــــــــــورا ,اون هم با اینکه خیلی , نتونستم بخونم ولی به خاطر دعای ترنم جون و خاله سارا جون خوب شد.

دختر قشنگم دیروز من 2 ساعتی کار داشتم و شما رفتی پیش عمو محسن و شنیدم کلی هم بهت خوش گذشته بود و امروز هم من که رفتم امتحان بدم با بابایی رفتید اداره بابا , اونجا هم شنیدم کلی خوش گذروندی با خاله فرزانه و عمو محسن و بقیه همکارای بابایی .

امشب رفته بودیم رستوران دریایی عمواکبر که شما بشقاب برنج و کشیدی و شروع کردی به خوردن .عکس گرفتم در اولین فرصت برات میگذارمش.این هم یک چندتایی عکس برای یادگاری:

 

ترنم در حال هندوانه خوردن

ترنم در حال هندوانه خوردن

 

 

ترنم آرام در کافی شاپ

ترنم آرام در کافی شاپ

 

بدون شرح

بدون شرح

 

شیشلیک خوران ترنم نی نی

شیشلیک خوران ترنم نی نی

 

هنوز هم مطلبمون دنباله داره , هـــــــــــــــــــا!!!

 

راستی دیروز ما داشتیم راجع به خاله سارا صحبت می کردیم که یکدفعه گفتی دارا و هی هم تکرار کردی خلاصه خیلی با نمک بود ,انگار سارا رو هم یاد گرفتی و میدونی که خاله جون چقدر دوستت دارن .

یکی دیگه از شیرین کاری هات رو برات بنویسم .یک جورهایی عادت کردی که دست من و بابایی رو گاز بگیری و اونروز انگشت اشاره ام و به علامت نه جلوت تکون دادم که متوجه بشی کار بدیه که اول یک کم نگاهم کردی و وقتی دیدی که من اخم کردم  انگشتم رو گرفتی و گذاشتی رو زمین و شروع کردی به پر پر گفتن و کلاغ پر کردن من که از خنده مرده بودم و اصلا اصول تربیتی و یادم رفته بود الهی قوربونت برم که اینقدر با هوش و شیرینی.

امروز هم تولد عمو جون بود که زنگ زدیم و بهشون تبریک گفتیم الان که دارم برای شما می نویسم عمو جون در هند مشغول تحصیل در رشته پزشکی هستن حتما تا وقتی که شما بتونی وبلاگت رو بخونی یک دکتر خیلی خوب شدن و شما بهشون افتخار می کنی .راستی عموجون عکس شما رو روی کاور فیس بوک خودشون هم گذاشتن ,ببین که چقدر همه دوستتون دارن عزیزم .قلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

خاله سارای ترنم
3 خرداد 91 20:40
الهیییییییییی خاله فدات شه خاله کی میشه من شما رو ببینم دلم واسه دیدنت داره پر میزنه مریم چی داشتین راجع به من میگفتین؟


فدات یادم نیست چی می گفتیم ولی مطمئنا چیز بدی نمی گفتیم از بس شما خوبی جیگر

khale saraye taranom
3 خرداد 91 20:44
khoda ro shokr azizam ke emtehanet khoob shod man be to eftekhar mikonam


مرسی عزیزم عاشقتم
khale saraye taranom
3 خرداد 91 20:45
jooooooooooooooonam che axaye khoshgeli asheghetam khaleeeeee
مادر آیاتای
5 خرداد 91 14:36
الهی من فدات شم عزیزم. عاشق عکس کافی شاپ و خواب توی ماشینش شدم. ببوسد گل دخترمو.


مرسی خاله فرزانه جون یک بوس هم برای شما